گفتاردرمانی تبریز

درمان تاخیر رشدی، اختلالات تلفظی، اتیسم/ اوتیسم، لکنت، کم توانی ذهنی، اختلال خواندن و نوشتن، اختلال جویدن و بلع، کم شنوایی، آفازی،فلج مغزی، شکاف لب و کام

گفتاردرمانی تبریز

درمان تاخیر رشدی، اختلالات تلفظی، اتیسم/ اوتیسم، لکنت، کم توانی ذهنی، اختلال خواندن و نوشتن، اختلال جویدن و بلع، کم شنوایی، آفازی،فلج مغزی، شکاف لب و کام

گفتاردرمانی تبریز

ارایه خدمات ذیل در مرکز جامع گفتاردرمانی تبریز :

1- ارزیابی درمان و توانبخشی کمبود توجه و تمرکز و بیش فعالی (اختلالات توجه و تمرکز)
2- ارزیابی درمان و توانبخشی اتیسم (اوتیسم)
3- ارزیابی درمان و توانبخشی کم شنوایی و ناشنوایی
4- ارزیابی درمان و توانبخشی در پردازش حسی و پردازش حس شنیداری
5- ارزیابی درمان و توانبخشی تاخیر در رشد گفتار و زبان
6- ارزیابی درمان و توانبخشی کم توانی ذهنی و ناتوانی ذهنی
7- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات و مشکلات یادگیری
8- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات و مشکلات خواندن و نوشتن
9_-ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات تولید صداها و تلفظ
10- ارزیابی درمان و توانبخشی فلج مغزی و سی پی
11- ارزیابی درمان و توانبخشی مشکلات و اختلالات ناشی از آسیبهای مغزی و سکته
12- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات ارتباط اجتماعی (اتیسم، آسپرگر و .......)
13- ارزیابی درمان و توانبخشی شکاف لب وکام
14- ارزیابی درمان و توانبخشی ناروانی گفتار (لکنت، کلاترینگ و ....)
15- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات جویدن و بلع
16- ارزیابی درمان و توانبخشی مشکلات تغذیه ای
17- ارزیابی درمان و توانبخشی مشکلات حنجره ای وصدا
18- ارزیابی درمان و توانبخشی اختلالات ارتباطی، گفتار و زبان سالمندی

نویسندگان
پیوندهای روزانه

۴۰۰ مطلب توسط «jafar masumi» ثبت شده است

اختلالات زبان نوشتاری

اختلال زبان نوشتاری:

اختلالی درزبان نوشتاری هست که شامل زیر بخشهای بازشناسی کلمه(مانند کد گشایی خواندن و بازشناسی شکل کلمه) درک خواندن، بخش بخش کردن کلمه یا بیان نوشتاری است

Ehri, 2000; Gough & Tunmer, 1986; Kamhi & Catts, 2012; Tunmer & Chapman, 2007, 2012). 

اختلال بازشناسی کلمه به عنوان دیسلکسی نیز شناخته میشود.

اختلال زبان نوشتاری مانند اختلال زبان شفاهی در پنج حیطه تواناییهای زبانی خود را نشان می دهد (فونولوژی، مورفولوژی، نحو، معناشناسی و کاربرد شناسی). اختلالات را می توانیم درسطوح شناخت،درک، تولید زبان درسطح صدا، سیلاب، کلمه، جمله،بحث و گفتگومشاهده نماییم.

 (Nelson, 2014b; Nelson, Plante, Helm-Estabrooks, & Hotz, 2015).

مشکلات در سطوح صدا، سیلاب و کلمه

مشکلات در سطوح جمله و بحث

  • مشکلاتی درسطوح فونولوژیک و مورفولوژیک ساختار کلمه
  • مشکلاتی در ایجاد ارتباط بین شکل ثابت ارتوگرافیک کلمه و کلمه نوشته شده
  • وجود آسیب در  کدگشایی و مهارت هجابندی کلمات نوشته شده
  • مشکلاتی در شناسایی اجزا گفتگو
  • مشکلاتی در کاربرد نحو و اجزا انسجام دهنده ی ایده ها 
  • نقص در درک خواندن و فرمول بندی بحث وگفتگوی آکادمیک و اجتماعی

 

ارتباط بین نقص زبانی و ناتوانی یادگیری پیچیده است که بصورت ناتوانی ویژه یادگیری در پایین توضیح داده شده است.

ناتوانی ویژه یادگیری نقص در یک یا چند فرایند روانشناختی است که شامل درک یا کاربرد زبان نوشتاری یا کلامی است که  خودش را در توانایی ناقص در شنیدن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجابندی، و محاسبات ریاضی نشان می دهد.

 (Individuals with Disabilities Education Improvement Act [IDEA], 2004)

اختلال زبانی معمولا قبل از ناتوانی یادگیری تشخیص داده می شود. این ناتوانی اغلب عملکرد آکادمیک فرد راتحت تاثیر قرار می دهد. زمانیکه مشکلات تحصیلی در خواندن و نوشتن مشاهده می شود این مشکلات بهخاطر مشکلات زیر بنایی  اختلالات زبانی است که این اختلال ممکن است تحت عنوان اختلالات یاگیری برچسب گذاری شود.

09146590651

دکتر جعفر معصومی            دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
Tabslp.com

https://telegram.me/jafarmasumi

https://www.instagram.com/goftardarmani_tabriz/

  https://twitter.com/masumislp

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۶
jafar masumi

مدلهای سالمندی:

از دیدگاه بیولوژیکی رشد به دو گروه مشخص بزرگ شدن و سالمندی تقسیم می­گردد. این مدل از طریق مشاهده ابداع گردیده است. اکثریت ارگانیسمها تا نقطه­ای از حیات خویش از لحاظ فیزیکی رشد و تحول می یابند به این مرحله از زندگی ارگانیسم رسش گفته می­شود در مرحله بعدی ارگانیسم با بالارفتن سن رفته رفته توانایی خویش را از دست می­دهد (عدم کارآیی) (اسچروتس و بیررین[1]، 1996). عدم کارآیی به از دست دادن توانایی عملکردی و تطابقی گفته می­شود. این نکته نیز باید قید شود که بیماریها نیز سبب کاهش کارآیی عملکردی و تطابقی می­شود به همین سبب است که بالارفتن سن همراه با بیماری، سبب کاهش بیشتر توانایی­ها می­گردد.

در مقابل مدل بیولوژیک، مدل طول مدت عمر[2] وجود دارد. براساس این مدل تغییرات (بزرگ شدن، رشد، سالمندی) آدمی همراه با رشد مفاهیم شناختی همیشه صورت می­گیرد و تا زمان مرگ مفاهیم لازم ظهور می­یابند که به این فرآیند رشد و تعالی گفته می­شود (بالتز و رییسی[3]، 1984).

براساس این مدل وضعیت عملکردی فرد ویژگی است که در طول عمر با تغییرات فردی همراه است. این مدل اصطلاح غیرعادی را بکار نمی­گیرد. براین اساس تحلیل رفتن توانایی بعد از رشد فیزیکی تا زمان مرگ ادامه می یابد. در این رسش تغییرات روانی نیز ادامه می­یابد.

مفاهیم مختلف تغییرات شناختی وابسته به سن از مقایسه این دو دیدگاه به وجود می­آید. براساس مدل بیولوژیک تغیرات فرد باید تشخیص داده شود و بر این اساس معالجه و درمان مناسب را دریافت نماید. بهترین مثال برای این مدل پیر چشمی است. با تشخیص صحیح پیر چشمی می­توانیم با عینک و جراحی عملکرد فرد را بهبود دهیم و بدین ترتیب سالمند به زندگی مستقل خود ادامه دهد. براساس دیدگاه وابسته به سن تغییرات شناختی وابسته به سن کمتر به عنوان بیماری در نظر گرفته می­شود و بیشتر به عنوان مرحله­ای از زندگی فرد در نظر گرفته می­شود. برای مثال بازنشستگی یک مثال عینی از این دیدگاه است. بازنشستگی به عنوان یک مرحله از زندگی در نظر گرفته می­شود و به آن بیماری گفته نمی­شود به همین خاطر توقعاتمان را از کار سالمندان کاهش می­دهیم و سالمند را به­خاطر تغییرات سن مورد معالجه قرار نمی­دهیم.

09146590651

دکتر جعفر معصومی            دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
Tabslp.com

https://telegram.me/jafarmasumi

https://www.instagram.com/goftardarmani_tabriz/

  https://twitter.com/masumislp



[1] - Schroots & Birren, 1996

[2] - the life-span perspective

[3] - Baltes & Reese, 1984

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۳
jafar masumi

امروزه برای ارزیابی و تشخیص افتراقی آسیب­ شناختی خفیف از سه راه استفاده می شود که عبارتند از تاریخچه­گیری و بررسی فیزیکی، ارزیابی­های نوروسایکولوژیکی و آزمون­های تشخیص عصبی. در تشخیص زمانی که یک نشانگر زیستی ایده­آل برای تشخیص وجود ندارد آزمون­های نوروسایکولوژیکی از اهمیت تشخیصی فراوانی برخوردار می­شود مخصوصاً زمانی­که آنرا برای مراحل اولیه شناخت بیماری استفاده می­نماییم. بنابراین در مورد بیماران مبتلا به آسیب­های­ شناختی­ خفیف استفاده از آزمون­های نوروسایکولوژیکی اهمیت فوق العاده­ای دارد (پترسون[1]، 2004).

 در مراحل اولیه بیماری آلزایمر، پردازش زبان دارای نقص است. حیطه­هایی که زبان در آنها دچار نقص می­گردد عبارتند از روانی­کلامی، نامیدن(بایلس و کاسزیناک[2]،1987: بایلس،تومیدوا و تروست[3]،1992: بوولس، اوبلر و آلبرت[4]، 1987: فیشر، رورکر و بلیاوسکاس[5] 1999) مخصوصا در آیتم­های جاندار(فانگ و همکاران[6]، 2001: وات موگ و همکاران[7]، 2003) دانش معناشناختی (چرتکوف و باب[8]، 1990: هگز، سالمون، بوترس[9]،1992: مارتین و فدیو[10]، 1983) و پردازش در سطح مباحثه (کاراملی، مانسور و ویترینی[11]،1998).

فرض بر این است که نقایص زبانشناختی در بیماران مبتلا به آسیب­های شناختی خفیف موازی با آلزایمر است. بنابراین اکثر مطالعات به مطالعه آلزایمر و یا آسیب­های شناختی خفیف با دارا بودن مشکل حافظه پرداخته است و سایر اختلالات را نادیده گرفته است و یا از مطالعه حذف نموده است و به نظر مطالعه­ای که سایر موارد، مخصوصا موارد زبانی را مورد مطالعه قرار دهد خالی است(مارتین و فدیو،1983؛ چرتکوف و باب،1990؛ هگز، سالمون، بوترس،1992). امروزه ثابت شده است که یکی از زیر­گروه­های بیماران دارای آسیب­شناختی­خفیف ، بیمارانی هستند که دارای مشکل حافظه می­باشند. زیرگروه­های دیگری در آسیب­شناختی­خفیف وجود دارد که در آنها سایر تواناییهای شناختی به­ جز حافظه صدمه دیده است. نمودار 1-1 این تقسیم بندی را به وضوح نشان می­دهد.( پترسون[12]، 2004).



[1]-Peterson 2004

[2]Bayles,& Kaszniak,

[3]Bayles,Tomoeda, & Trosset

[4]Bowles, Obler,& Albert

[5]Fisher, Rourke,& Bieliauskas

[6]-Fung et,al

[7]Whatmough

[8]-Chertkow, & Bub

[9]-Hodges, Salmon,& Butters

[10]-Martin,& Fedio

[11]-Caramelli, Mansur, & Nitrini

[12]- Ronald C. Petersen

09146590651

دکتر جعفر معصومی            دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
Tabslp.com

https://telegram.me/jafarmasumi

https://www.instagram.com/goftardarmani_tabriz/

  https://twitter.com/masumislp

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۸
jafar masumi

تعریف پایه­ای این مطالعه، تعریف DSM-V[1] می­باشد. براین اساس آسیب­شناختی­خفیف یعنی:

1- وجود افت خفیف در حیطه های شناختی (توجه پیچیده[2]، عملکرد اجرایی[3]، حافظه و یادگیری[4]، زبان[5]، مهارتهای درکی حرکتی [6]و شناخت اجتماعی[7]) که توسط خود فرد، درمانگر، آزمونهای نوروسایکولوژیکی و یا سایر ارزیابی­های کلینیکی گزارش می­شوند.

2- نقایص شناختی موجود، فعالیت­های روزمره فرد را تحت تاثیر قرار نمی­دهد.

3- آسیب­شناختی خفیف نباید بخاطر اختلالات زمینه­ای مانند دلیریوم باشد.

4- این نقایص شناختی با دیگر اختلالات روانپزشکی یا ذهنی مانند افسردگی­ماژور، آلزایمر، هانتینگنون قابل توصیف نیست (انجمن روانپزشکی آمریکا[8]، 2013).

امروزه برای ارزیابی و تشخیص افتراقی آسیب­شناختی خفیف از سه راه استفاده می شود که عبارتند از تاریخچه­گیری و بررسی فیزیکی، ارزیابی­های نوروسایکولوژیکی و آزمون­های تشخیص عصبی. در تشخیص زمانی که یک نشانگر زیستی ایده­آل برای تشخیص وجود ندارد آزمون­های نوروسایکولوژیکی از اهمیت تشخیصی فراوانی برخوردار می­شود مخصوصاً زمانی­که آنرا برای مراحل اولیه شناخت بیماری استفاده می­نماییم. بنابراین در مورد بیماران مبتلا به آسیب­های­شناختی­خفیف استفاده از آزمون­های نوروسایکولوژیکی اهمیت فوق العاده­ای دارد (پترسون[9]، 2004).



[1] - diagnostic and statistical manual of mental disorder fifth edition

[2]- complex attention

[3] -executive function

[4] - learning and memory

[5] -language

[6] -perceptual motor

[7] -Scio cognition

[8]- American Psychiatric Association

[9]-Peterson 2004

09146590651

دکتر جعفر معصومی            دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
Tabslp.com

https://telegram.me/jafarmasumi

https://www.instagram.com/goftardarmani_tabriz/

  https://twitter.com/masumislp

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۱۳
jafar masumi

سالمندی

با افزایش امید به زندگی در جوامع انسانی، احتمال بروز و مشاهده برخی ناتوانی­ها مانند آسیب­های شناختی خفیف، دمانس و انواع دیگر بیماری­های پیشرونده عصبی افزایش یافته است. این افزایش، هزینه­های مالی، اجتماعی و عاطفی فراوانی را به خانواده­ها، و دیگر افراد مرتبط با این انسان­ها و دولت­ها تحمیل نموده است. براساس آماری که سازمان بهداشت جهانی منتشر نموده است متخصصان تخمین می­زنند که این بیماری­ها و مخصوصاً بیماری آلزایمر در سده بعدی شیوع بیشتری نسبت به ایدز، سرطان و همه بیماری­های قلبی عروقی خواهد داشت. به همین دلیل راههای سریع­تر، آسان­تر و غیر تهاجمی­تر برای شناسایی، غربالگری و درمان این بیماران از اهمیت فراوانی برخوردار است. (تیلر و فیلیپس، [1]2008).

بدلیل اینکه آسیب­شناختی­خفیف عملکرد مستقل فرد را تحت تاثیر قرار نمی­دهد، جزء دمانس تعریف نمی­شود. بیماران مبتلا به آسیب­شناختی­خفیف ممکن است تبدیل به دمانس شوند و یا نشوند. تخمین زده می شود که 10 تا 20 درصد افراد بالای 65 سال مبتلا به آسیب­شناختی­خفیف هستند. سالانه 12 درصد از بیماران مبتلا به آسیب­شناختی­خفیف به آلزایمر تبدیل می­شوند. علایم رایج آسیب­شناختی­خفیف فراموش کردن اتفاقات و مشکل در حفظ مکالمه است. این علایم ممکن است سال­ها بی­تغییر باقی بماند یا به آلزایمر تبدیل شود یا در موارد استثنایی بهبود یابد (تیلر و فیلیپس،2008).

آسیب­شناختی­خفیف یک مرحله گذرا بین پیری طبیعی و دمانس است. به­همین علت شناسایی هرچه سریعتر مبتلایان به آسیب­شناختی خفیف و نحوه تحول آنها به انواع اختلالات زیرگروه دمانسی، اهمیت فوق­العاده­ای می­یابد. یافته­ها در مورد آسیب­شناختی خفیف به دلیل تفاوت و اختلاف دیدگاه­ها بسیار پراکنده می باشد (پترسون[2]، 2004).

09146590651

دکتر جعفر معصومی            دکترای تخصصی گفتاردرمانی از دانشگاه تهران
Tabslp.com

https://telegram.me/jafarmasumi

https://www.instagram.com/goftardarmani_tabriz/

  https://twitter.com/masumislp



[1] - Taler and Phillips (2008)

[2]- Peterson RC, 2004

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۸
jafar masumi